آینده روابط ایران و روسیه، همواره مورد توجه کارشناسان سیاسی قرار دارد. جمهوری فدراتیو روسیه، پهناورترین و نهمین کشور پرجمعیت جهان، در شمال اوراسیا واقع شده است، این کشور که از اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل به حساب می آید، از تأثیرگذارترین کشورهای جهان محسوب می شود.

آینده روابط ایران و روسیه، همواره مورد توجه کارشناسان سیاسی قرار دارد. جمهوری فدراتیو روسیه، پهناورترین و نهمین کشور پرجمعیت جهان، در شمال اوراسیا واقع شده است، این کشور که از اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل به حساب می آید، از تأثیرگذارترین کشورهای جهان محسوب می شود. روسیه همواره نقش مهمی در سیاست خارجی کشورمان ایفا نموده است.

روابط دو کشور ایران و روسیه همیشه در طول تاریخ و بالاخص در دو قرن گذشته، دارای فراز و نشیب های فراوانی بوده است. از حمله روس ها به سرزمین ایران و تصرف بخش های زیادی از آن در طول قرن نوزدهم، تا تلاش برای رسیدن به آب های گرم خلیج فارس؛ از معامله با بریتانیا برای تقسیم ایران به حوزه نفوذ خود، تا تصرف آذربایجان و کردستان و تشکیل حکومت خودمختار در آنجا.

نگاه ایران به روسیه همواره نگاهی مملو از بیم و امید بوده است. دغدغه بابت قدرت این کشور به ویژه در زمینه نظامی و سیاسی، نگرانی از وجه المصالحه قرار گرفتن ایران توسط این کشور در رابطه با غرب، دغدغه منافع سیری ناپذیر این کشور، نگرانی از محروم شدن  از حقوق مان در دریای خزر و …؛ و امید به توانایی این کشور در شورای امنیت در برخورداری آن از حق وتو، امید به آشفتگی روابط این کشور با غرب، و همگرایی هر دو کشور.

در هر صورت، ایران و روسیه دو کشوری هستند که هم در صحنه بین المللی و هم در صحنه منطقه ای دارای منافع مشترکی به خصوص در عرصه سیاسی و عرصه نظامی هستند.

امروزه جمهوری اسامی ایران با توجه به وسعت خاک، تنوع آب و هوا، جمعیت زیاد، تسلط بر سرزمین های وسیع و منابع غنی در شمال خلیج فارس و دریای عمان، دارا بودن زیرساخت های فکری و مادی الزم برای پیشرفت صنعتی و ویژگی های دیگری از این قبیل، بیش از دیگر کشورهای خاورمیانه از امکانات الزم برای گسترش روابط بازرگانی اقتصادی، سیاسی و نظامی با روسیه برخوردار است.

از طرف دیگر، روسیه نیز در پی تقویت قدرت و حفظ امنیت داخلی و وحدت اراضی روسیه، تأمین شرایط مناسب برای توسعه اقتصادی، ایجاد نظم بینالمللی چندقطبی، استقرار صلح جهانی و مبارزه با تروریسم است. روسیه در زمینه سیاست خارجی، همواره سعی کرده است تا سیاست خارجی باز و مستقلی را برای خود در پیش بگیرد تا بتواند ابهت و نقش و موقعیت جهانی خود را که در نتیجه سقوط اتحاد جماهیر شوروی از دست داده بود، بار دیگر احیا کند.

روس ها برای رسیدن به این منظور، در درجه اول به محیط پیرامونی خود توجه می کنند و تا حد امکان سعی می کنند که به کشورهای مستقل همچون ایران و ترکیه نزدیک شده و روابط سیاسی و اقتصادی خود را گسترش دهند. در درجه دوم کشورهای اروپای شرقی و اعضای ائتلاف ناتو و امریکا به عنوان اولویت مطرح هستند. روسیه از طریق ائتلاف های منطقه ای و بین المللی نظیر بریکس، شانگهای، گروه ۸ و گروه ۲۰ سعی در مقابله با غرب و تهدیدهای آن دارد. در این پژوهش در این نوشتار، با استفاده از روش سناریونویسی به بررسی و آینده پژوهی روابط ایران و روسیه پرداخته شده است.

وضعیت های آینده روابط ایران و روسیه

سناریو، چهره ای از آینده است اما پیش گویی نیست. هدف از سناریوسازی، گسترش تفکر در مورد آینده و عریض تر کردن طیف آلترناتیوهایی است که می تواند مورد نظر ما باشد. سناریونویسی یکی از روش های مهم آینده پژوهی است که با درک نیروهای پیشران و عدم قطعیت ها و در قالب روایت ها و داستان های چندگانه از آینده، کمک قابل توجهی برای رفع ابهام تصمیم گیران سیاسی محسوب می شود. سناریونگاری می تواند مجموعه ای از آینده های ممکن و گوناگون را بدون هیچ ادعایی دال بر درستی آنها ارائه نماید و بدین گونه ارتباط خوبی بین افراد با نگرش های متفاوت ایجاد کند.

با مطالعه روندهای موجود هر موضوعی، می توان با توجه به عوامل کلیدی و پیشران ها و نیز رویدادها و حادثه ها، آینده را تشخیص داد و با یکی از روش های آینده پژوهی به پیش بینی آینده و تحوالت آن دست یافت تا بتوان با بررسی بیش ترین تأثیر مؤلفه ها، سیاستگذاری موفقی در حوزه آن موضوع داشت. سناریو، به معنی پیش بینی توصیفی از تصاویر نسبتاً عادی از زمان حال در آینده نیست. همچنین به معنی چشم انداز، یعنی آینده ای مطلوب نیز نیست. سناریو، پاسخی مناسب به این پرسش هاست که:

چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ یا چه اتفاقی می افتد اگر…؟

بر این اساس، سناریو، پیش بینی و چشم انداز نیست؛ بلکه برعکس، سناریو مدیریت ریسک و مخاطره را ممکن می سازد. در این پژوهش، وضعیت های آینده روابط ایران و روسیه مورد بررسی قرار گرفته است.

عوامل کلیدی روابط ایران و روسیه

درادبیات آینده پژوهی، رویدادهای بالقوه، همان حادثه ها و اتفاق های شکل دهنده آینده جهان است که به عنوان پیشران یا مانع برای سناریوها تلقی می شوند. نکته قابل توجه آن که، هر عامل کلیدی می تواند برای یک سناریو به عنوان پیشران و برای سناریوی دیگر، مانع محسوب شود. برای مثال، عامل دریای خزر می تواند برای سناریوی «همکاری»، مانع؛ و برای سناریوی «تیرگی روابط»، پیشران محسوب شود. برخی از این عوامل  کلیدی روابط ایران و روسیه عبارت است از:

بحران سوریه

مسأله سوریه، مسأله ای است که برای نخستین بار ایران و روسیه را در خاورمیانه و آن هم به لحاظ عملیاتی در یک جبهه قرار داده است. به رغم آن که طی این مدت هم ایران تلاش کرده تا به نیروی زمینی روسیه تبدیل نشود و هم روسیه کوشیده که تا نقش نیروی هوایی ایران را بازی نکند، اما دو کشور از طریق تقسیم وظایف تاکنون توانسته اند مانع از دستیابی موافقان دولت اسد به اهداف خود در این کشور بشوند.

ازاین رو هر چند ایران و روسیه، هدف واحدی را در سوریه دنبال می کنند و از منظر بیرونی هر دو کشور در جبهه مشترکی قرار دارند، اما واقعیت این است که هر دو از طریق تقسیم وظایف، هوشمندانه در جبهه خود جنگیده اند. از سال ۲۰۱۲ به بعد و با پیچیده شدن اوضاع منطقه خاورمیانه در پی تحولات موسوم به بهار عربی، روسیه که میدان را در لیبی و مصر به غرب واگذار کرده بود، نتوانست خود را از تحولات سوریه برحذر دارد و در تحولات این کشور به نقش آفرینی پرداخت. روس ها پس از ایران به سوریه وارد شدند و از آن جا که ایران از لحاظ امنیتی و اطلاعاتی در سوریه دست بالا را دارد، روسیه نیاز به همکاری با ایران را احساس می کند. این امر به ویژه در کوتاه مدت بسیار حیاتی است؛ به دلایلی از جمله:

حضور نیروهای زمینی ایران در سوریه و توانایی آنان در حفظ حکومت اسد؛

واداشتن ایران به همگرایی بیش تر با روسیه به خصوص با توجه به حضور نیروی هوایی روسیه در سوریه؛

بالا بردن قدرت چانه زنی روسیه در مقابل قدرت های منطقه ای (عربستان، ترکیه و رژیم صهیونیستی) و فرامنطقه ای (امریکا و اتحادیه اروپا)؛ و

کاستن از توجه و تمرکز بر قضیه اوکراین و شبه جزیره کریمه و سوق دادن اذهان به سمت سوریه و خاورمیانه.

ایران نیز به روسیه نیاز مبرم و اساسی دارد، از جمله:

در زمینه توانایی روسیه در زمینه هوایی، این کشور می تواند ایران را در جنگ سوریه حمایت کند؛

بر مشروعیت دولت اسد بیفزاید؛

از فشار بر حضور ایران در سوریه بکاهد؛ و در سازمان ملل و شورای امنیت، از ایران و حکومت اسد جانبداری کند.

همین امر در کوتاه مدت زمینه های همکاری ایران و روسیه را فراهم می آورد ولی در بلند مدت به هیچ عنوان نمی تواند تضمین کننده باشد.

موضوع هسته ای

موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی را در سیاست خارجی دو کشور ایران و روسیه ایفا نموده است. این امر به ویژه از ۱۳۸۳ به بعد، پس از ورود شورای امنیت به پرونده هسته ای، شکل جدی تری به خود گرفته است. در دوره سیاست خارجی مدودف، دولت روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد به شش قطعنامه تحریمی علیه ایران رأی مثبت داد؛ اما در دوره ریاست جمهوری پوتین که با کاهش روابط روسیه با غرب و بازسازی روابط با ایران همراه بود، شرایط مناسبی برای ارتقاء روابط فراهم شد.

در این زمان روسیه در بحث هسته ای جمهوری اسلامی ایران تلاش می کند که قطعنامه جدیدی علیه ایران تصویب نشود. از سوی دیگر، شرایطی فراهم شود که روسیه روابط خود را با ایران ادامه و گسترش دهد. روسیه به طور مرتب بر حل و فصل موضوع هسته ای از طریق مسالمت آمیز تأکید می کند.

این کشور سعی دارد از تشدید فشارهای بیش تر به ایران جلوگیری کند و هم چنین از طریق طرح های ابتکاری از جمله طرح گام به گام بتواند نقش میانجی گرانه در موضوع هسته ای داشته باشد. ولادیمیر پوتین در ۱۴ جوالی ۲۰۱۵، پس از امضای توافق جامع، ضمن ابراز خرسندی از توافق هسته ای ایران با ۱+۵ و استقبال روسیه از توافق به دست آمده اظهار داشت» امروز جهان نفس راحتی کشید».

در دوره پسابرجام این امید وجود دارد که سطح همکاری های بین دو کشور به خصوص در موضوع هسته ای افزایش یابد، اگر سطح تحریم ها و فشارهای غرب علیه ایران کاهش یابد، از یک طرف روسیه برای جلوگیری از نزدیکی ایران به غرب، و ایران نیز به دلیل ادامه همکاری با این کشور در زمینه توسعه هسته ای، هم چنان به هم نزدیک تر می شوند.

دریای خزر

موضوع دریاچه خزر، همواره از موضوعهای مهم بین ایران و روسیه بوده است، این امر به ویژه از زمان اکتشاف نفت و گاز در این دریاچه، شکل جدیتری به خود گرفته است. در دوره حکومت شوروی، صحبت از سهم ۵۰ درصدی هر یک از دو کشور بوده است؛ اما با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و حضور ۵ کشور در حاشیه این دریاچه، صحبت از ترتیبات جدیدی متناسب با شرایط فعلی شد. اگرچه متأسفانه تاکنون هیچگونه توافقی میان ۵ دولت ساحلی در خصوص رژیم حقوقی خزر حاصل نشده است.

موضع ایران در این مورد، یافتن یک «مکانیزم منصفانه» برای تقسیم بستر دریا و همچنین منابع غنی زیر بستر آن است. بر این اساس به جای سهم ۱۳ درصدی که روسیه پیشنهاد داده، باید سهمی حدوداً ۲۰ درصدی از بستر دریا برای ایران در نظر گرفته شود. هیچ کدام از کشورهای ساحلی خزر تاکنون موضع ایران را تأیید نکرده اند که همین امر از موانع اصلی روابط متقابل ایران و روسیه در آینده خواهد بود.

رژیم صهیونیستی

۳۵درصد از مردم رژیم صهیونیستی را یهودیان روسی تشکیل میدهند. همین امر سبب سردرگمی و تردید روسیه در روابطش با جمهوری اسلامی ایران شده است. این تعداد از یهودی روسی در رژیم صهیونیستی، سبب نزدیکی در روابط این دو کشور شده است.

در صورتی که جنگی بین ایران و رژیم صهیونیستی به وقوع بپیوندد، این احتمال وجود دارد که با توجه به حضور گسترده روس ها در سرزمین های اشغالی، این کشور جانب رژیم صهیونیستی را بگیرد. شاید بتوان به جرأت گفت که از مهمترین موانع نزدیکی ایران و روسیه در آینده، نقش رژیم صهیونیستی است که می تواند سبب تعلل و سردرگمی روس ها شود.

قدرت های خارجی

نقش قدرت های خارجی (امریکا، انگلستان و فرانسه) در روابط بین دو کشور از اهمیت زیادی برخوردار است. این دو کشور همواره نقش قدرت های خارجی را دلیلی بر بیثباتی منطقه می دانند. روسیه همواره به ایران به عنوان یک کارت بازی نگاه کرده است که با آن می تواند وضعیت متوازنی در برابر رقیب های منطقه ای و فرامنطقه ای ایجاد کند.

منتقدان، این نوع نگاه روسی را ناشی از رویه عملگرایی و منفعت طلبی روس ها می دانند که در مواقع لزوم، می تواند آن را کنار بگذارد. اما در مقابل، لحن و نگاه برخی دیگر، در اصل تندتر و خشن تر است و ایران را به دیده تهدید می نگرند که در آینده نه تنها می تواند تهدیدی برای روسیه شناخته شود، بلکه فرصت های موجود را هم از بین ببرد.

در هر صورت، حضور قدرت های خارجی می تواند زمینه ها و شرایط نزدیکی بیشتر دو کشور را فراهم آورد؛ همچنان که این اتفاق با توجه به تحولات سوریه صورت گرفته است.

سناریوهای روابط ایران و روسیه

۱٫ همکاری استراتژیک (بهترین حالت ممکن)

۲٫ روابط عادی متقابل (حالت بدون تغییر)

۳٫ تیرگی و قطع روابط (بدترین حالت ممکن)

سناریوی اول: همکاری استراتژیک

در سناریوی همکاری استراتژیک، بحران سوریه، موضوع هسته ای و حضور قدرت های خارجی در منطقه، و همچنین ایجاد تحریم و فشار علیه دو کشور می تواند به عنوان پیشران و تقویت کننده سناریو مطرح باشد. در این بین، مسأله دریاچه خزر و رژیم صهیونیستی نیز به عنوان موانع شناخته می شوند. این امر سبب واگرایی دو کشور می شود.

سناریوی دوم: روابط عادی متقابل

در این سناریو، بحران سوریه، مهمترین عامل در نزدیکی روابط ایران و روسیه دارد و به عنوان پیشران به حساب می آید. پس از بحران سوریه، موضوع هسته ای و وجود قدرت های خارجی، از عواملی است که سبب نزدیکی این روابط می شود. در این بین، نقش مسأله دریاچه خزر حالت بینابینی دارد؛ نقش رژیم صهیونیستی تقریباً منفی است و به عنوان مانع روابط دو کشور است.

سناریوی سوم: تیرگی و قطع روابط

در این سناریو، دریاچه خزر و تقسیم آن بین پنج کشور و همچنین نقش رژیم صهیونیستی، از مهمترین عوامل تیرگی و قطع روابط و به عنوان پیشران محسوب می شوند. پس از آن، نقش قدرتهای خارجی به عنوان عاملی شناخته می شود که بر تیرگی و قطع روابط تأثیرگذار است و سپس موضوع هسته ای تأثیر اندکی در قطع روابط ایران و روسیه دارد. در انتها نیز بحران سوریه است که سبب نزدیکی دو کشور شده و به عنوان مانع تیرگی و قطع روابط شناخته می شود.

بر این اساس، در آینده روابط ایران و روسیه:

سناریوی روابط عادی متقابل، بیشترین احتمال وقوع را دارد؛

سناریوی تیرگی و قطع روابط کمترین احتمال وقوع را دارد؛

و سناریوی همکاری استراتژیک نسبت به روابط عادی، احتمال کمتری برای وقوع دارد.

نتیجه گیری

کیفیت روابط ایران و روسیه در گذشته، متأثر از سیاست های توسعه طلبانه روسیه در قرن نوزدهم به ویژه نتایج جنگ های ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸ و دو پیمان گلستان و ترکمانچای بوده است. در قرن بیستم نیز روابط این دو کشور تحت تأثیر انقالب کمونیستی و اندیشه های آن که در شوروی به وقوع پیوسته بود قرار گرفت. در ایران نیز حکومت های غربگرا (حکومت پهلوی) و مستقل اسامی (جمهوری اسلامی) با رویکردهای متفاوتی بر سر کار آمدند، که همین امر سبب ساز بدبینی و سوءظن این دو کشور به یکدیگر شد.

از سویی دیگر، روابط ایران و روسیه همواره با نگاه امنیتی همراه بوده و این نگاه امنیتی بر تمام زمینه های اقتصادی و سیاسی دو کشور سایه افکنده و سنگینی می کند. با بررسی تاریخچه روابط ایران و روسیه در دوره کنونی شاهد رویکرد زیگزاگی در سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران هستیم. امروزه دو مسأله بحران سوریه و نقش قدرت های بزرگ در منطقه سبب شده است، دو کشور در آینده بیش تر به دنبال همکاری و همگرایی باشند.

در مقابل مسأله دریاچه خزر و نقش رژیم صهیونیستی آینده روابط دو کشور را با مشکل مواجه خواهد کرد. موضوع هسته ای نیز با توجه به توافق ایران و ۵+۱ و برجام، آن چنان نقشی در آینده روابط دو کشور نخواهد داشت. در هر صورت، روسیه و ایران هم زمان مورد تحریم و فشارهای امریکا و غرب قرار گرفته اند. حضور در سوریه و جنگ با تروریست ها نیز از دلایل نزدیکی این دو کشور است.

مقابله با یک جانبه گرایی امریکا در منطقه (به ویژه در عراق و افغانستان) سبب نزدیکی این دو کشور شده است. در مقابل موضوع دریای خزر و تحولات آن، جمهوری های قفقاز، تأثیرگذاری متغیرهایی هم چون موضوع هسته ای ایران، شورای امنیت سازمان ملل متحد و نقش مخرب کشورهایی هم چون رژیم صهیونیستی، ترکیه و عربستان سعودی سبب واگرایی و ایجاد رقابت بین این دو کشور شده است.

فاطمه ممیوند / شهرستان ری